اصول‌ چهارده‌گانه‌ دبلیوادوارددمینگW.EdwardsDeming     

1 - ايجاد يك‌ عزم‌ و اراده‌ مستمر براي‌ بهبود مداوم‌ توليد و خدمات‌

2 - پذيرش‌ و بكارگيري‌ فلسفه‌ جديد توسط‌ مديران‌ ارشد و كاركنان‌

3 - خاتمه‌ دادن‌ به‌ بازرسي‌ محصول‌ و جايگزين‌ كردن‌ ايجاد كيفيت‌ در فرايند

4 - خريد اقلام‌ و مواد اوليه‌ از يك‌ منبع‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اصل‌ ً صرفاً قيمت‌ پائين‌ ً.

5 - توجه‌  به‌ بهبود و بهينه‌ سازي‌ مستمر فرايندها به‌ منظور كاهش‌ مستمر ضايعات‌

 6- برقراري‌ آموزش‌هاي‌ شغلي‌ براي‌ مديران‌ و كاركنان‌

7 - برقراري‌ روش‌ نوين‌ رهبري‌ ً بجاي‌ تشخيص‌ مقصر كيست‌ ، به‌ موضوع‌ مشكل‌ در چيست‌ ، توجه‌ كنيدً.

8 - از بين‌ بردن‌ ترس‌ در سازمان‌

9 - از بين‌ بردن‌ فاصله‌ و سدهاي‌ موجود ميان‌ واحدهاي‌ مختلف‌

10 - خودداري‌ از شعار دادن‌ ، موعظه‌ كردن‌ و هدف‌ گذاري‌ براي‌ كاركنان‌

11 - حذف‌ اهداف‌ كمي‌ براي‌ كاركنان‌ و مديران‌

12 - از ميان‌ برداشتن‌ سدهايي‌ كه‌ مانع‌ حس‌ افتخار كاركنان‌ از كارشان‌ ميگردد .

13 - تشويق‌ و ترغيب‌ كاركنان‌ براي‌ ارتقاي‌ فرهنگ‌ و دانش‌ خود و ترويج‌ فرهنگ‌ خودآموزي‌ و خودبهسازي‌

14 - تعهد مديريت‌ را بايد به‌ كيفيت‌ و بهره‌وري‌ و اصول‌ فوق‌ آشكار سازيد و همگان‌ را براي‌ تغيير و تحول‌بسيج‌ كنيد.


موضوعات مرتبط: مدیریت ، بزرگان مدیریت

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 18:57 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

چرخه PDSAدبلیوادوارددمینگW.EdwardsDeming                                                                                           

 برنامه‌ ريزي ‌کنید

اقدام‌ كنيد 

پياده‌ كنيد         

ارزيابي‌ كنيد 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 18:46 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

هفت‌ بيماري‌ مرگبار مديريت‌  از نظر دبلیو ادوارد دمینگ (1900 - 1993) W. Edwards Deming

 بررسي هاي‌ دمينگ‌ نشان‌ مي‌ دهد ، هفت‌ بيماري‌ مرگبار مديريت‌ ، كه‌ پايداري‌ ، استمرار و كيفيت‌محصولات‌ و خدمات‌ مؤسسات‌ را تهديد مي‌ كند، عبارتند از :

1 - فقدان‌ يك‌ عزم‌ ، اراده‌ و هدف‌ دائمي‌ و مستمر

2 - توجه‌ و تأكيد خاص‌ براي‌ تحقق‌ سودهاي‌ سريع‌ و كوتاه‌ مدت‌

3 - ارزشيابي‌ و طبقه‌ بندي‌ مشاغل‌ ، ارزيابي‌ ساليانه‌ كاركنان‌ ، بررسي‌ شايستگي‌ ها

4 - جابجايي‌ مديران‌ و عدم‌ ثبات‌ شغلي

5 - مديريت‌ بر اساس‌ ارقام‌ قابل‌ رؤيت‌ و تشخيص‌ بدون‌ توجه‌ به‌ اقلامي‌ كه‌ قابل‌ رؤيت‌ نيستند و يا نمي‌ توان‌آن‌ها را تشخيص‌ داد .

6 - هزينه‌ هاي‌ گزاف‌ درماني‌ و بهداشتي‌

7 - هزينه‌ هاي‌ اضافي‌ بابت‌ تعهدات‌ احتمالي‌(ضمانت‌)

 

 

به‌ منظور برخورد مناسب‌ با موضوع‌ ، دفع‌ بيماري‌ ، ارتقا و بهبود كيفيت‌ ، دمينگ‌ سه‌ كليد ارتقاي‌ كيفيت‌ ، سه‌نوع‌ اساسي‌ كيفيت‌ و چهارده‌ اصل‌ را بعنوان‌ داروي‌ شفابخش‌ مطرح‌ مي‌ نمايد.

سه‌ كليد ارتقاي‌ كيفيت‌ عبارت‌ است‌ از :

1 - استفاده‌ از روشهاي‌  آماري‌ در كنترل‌ فرايندها

2 - قبول‌ اينكه‌ ارتقاي‌ كيفيت‌ يك‌ مسئوليت‌ همگاني‌ بوده‌ و از مديريت‌ ارشد شروع‌ و تا پائين‌ ترين‌ سلسله‌مراتب‌ ادامه‌ دارد.

3 - هر كار ، جزئي‌ از يك‌ سيستم‌ بوده‌ و بصورت‌ اندام‌وار فعال‌ است‌ .

هفت‌ بيماري‌ مرگبار مديريت‌


موضوعات مرتبط: مدیریت ، سخنان بزرگان ، محصولات آموزشی و کمک آموزشی ، تمرین معلمی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | 18:40 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

نظریه ی لوتر گیولیک و لیندال ارویک؛ POSDCORB

اصطلاح (POSDCORB) برای اولین بار توسط لوتر گیولیک و لیندال ارویک مطرح شد. (POSDCORB) در واقع لغت با مفهوم خاصی نیست، بلکه از کنار هم قرار گرفتن یک سری از حروف لاتین که اول یک سری وظایف مدیران می باشد تشکیل شده است. بنابر طبقه بندی گیولیک حروف لاتین اصطلاح نامبرده معرف وظایف مدیران به شرح زیر است:

1- Planning ( برنامه ریزی ):

برنامه ریزی در واقع شالوده ی مدیریت می باشد و شامل پیش بینی عملیات اساسی و تعیین طرق اجرای آن به منظور تامین هدف سازمان است.

2- Organizing ( سازماندهی ):

سازمان دهی در واقع بیان گر ساز وکار های هماهنگی است که مشخص می کند چه کسی به چه کسی باید گزارش دهد. در واقع شامل تعیین حدود اختیارات است که طبق آن وظایف از هم تفکیک می شوند.

3- Staffing ( کارگزینی ):

کارگزینی و امور مترتب بر آن که شامل استخدام و کارآموزی و همچنین تامین شرایط مساعد کار و سایر موارد است یکی از مهمترین وظایف مدیران می باشد.

4- Directing ( فرماندهی ):

فرماندهی یکی از وظایف مدیران می باشد که شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور هدایت و رهبری سازمان است. وحدت فرماندهی نیز یکی از اصول چهارده گانه ی هنری فایول می باشد.

5- Coordinating ( هماهنگی ): شامل عمل مهم تطبیق وظایف مشاغل مختلف سازمان به منظور تحقق یافتن هدف مطلوب می باشد. هماهنگی دارای یک سری فنون و ساز و کارهای خاص است که در یادداشت های مختلف مدیریتی بدان اشاره شده است.

6- Reporting ( ارتباطات ):

ارتباطات یه عنوان وظیفه ای که انتقال دهنده ی پیام ها، گزارشات، دستورات و ... می باشد یکی از مهمترین موارد مطروحه در نظریه ی گیولیک است. در واقع به معنای آنکه مجری کسانی را که در برابر آنها مسئول است از جریان پیشرفت امور آگاه می سازد. گزارش دهنده باید در اثر مطالعات ، تحقیق و بازرسی از جریان پیشرفت امور آگاه باشد.

7- Budgeting ( بودجه بندی ):

بودجه بندی یکی از مهمترین وظایف مدیریت در نظریه ی گیولیک است که شامل تنظیم طرح مالی عواید و مخارج سازمان و نظارت بر اجرای آن می باشد. بودجه بندی شاملانواع و تکنیک های مختلف است که در کتب بودجه ریزی مطرح گردیده است.

 


موضوعات مرتبط: بزرگان مدیریت

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 | 22:13 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
  لوترگیولیک   Luther Halsey Gulick

 لوتر هلسی گیولیک در 17 ژانویه  1892 در اوزاکای ژاپن به دنیا آمد.  گیولیک در سال 1914 از دانشکده ابرلین فارغ التحصیل شد و در سال 192 مدرک دکتری اش را از دانشگاه کلمبا دریافت کرد. او در بین سال های 1931 تا 1942 در دانشگاه کلمبیا تدریس کرد ، او در سال 1921 مدیر انیستتوی مدیریت عموی شد و تا سال 1982 آن جا خدمت کرد.  از 1936 تا 1938 او در سه کمیته مدیریت اداری عضو بود. او در سال 1937 از سوی فرانکلین. د . روزولت مأموریت یافت که به سازماندهی مجدد شاخه اجرایی حکومت  فدرال بپردازد.  در فاصله سال های 1954 تا 1956 به عنوان مدیر اجرایی شهر نیویورک خدمت کرد. در میان بسیاری از دستاوردهای دیگر  او  در زمینه مدیریت عمومی ، شاید او به عنوان کسی که  کارکردهای مدیریت را در اصطلاح  PODSCORB خلاصه کرده است شناخته شده است.  هر حرف  POSDCORB   مخفف  یک کارکرد مدیریت (برنامه ریزیPlanning ، سازماندهیOrganizing ، نیروی انسانیStaffing ، هدایتDirecting ، هماهنگیCoordinating ، گزارش دهی  Reporting و بودجه بندی Budgeting ) .او در10 ژانویه سال 1993 در گرینزبورو، ورمونت  در گذشت.


موضوعات مرتبط: بزرگان مدیریت

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 | 22:5 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

هرمنوتيك چيست؟ 

what is hermeneutics?                                   

تبار شناسی یک دانش

هرمنوتیک به معنای تاویل و تفسیر ترجمه شده است که تاویل ترجمه دقیق تری است و به معنای نهفته در پس هر چیزی نظر دارد. واژه هرمنوتیک در اصل از لغت هرمس hermes مشتق شده است. هرمس یک شخصیت اسطوره ای است. او کسی است که پیامهای خدا را گرفته و به انسان ها می رساند. هرمس در حقیقت آنچه را که ورای شناخت و اندیشه بشر است به حوزه ادراک او منتقل می کند و باعث کشف معانی و رموز نهفته در هر چیز می شود. هرمس جلوه جاودانه دانش است که آن را با انتقال معانی از عالم غیب به عالم انسانی تحقق می بخشد. چنین معنایی از هرمس در یکی از جملات شیخ اشراق،سهروردی، به خوبی منعکس است:"هرمس گفت: من به دیدار موجودی روحانی نائل شدم و آن، علم اشیاء را به من آموخت. از او پرسیدم تو کیستی؟ گفت من حیات باطن هر چیزم." در این جمله، روح معنای هرمس کاملا آشکار می شود و این بار سهروردی نقش ناقل را ایفا می کند. هرمیتیسم در تاریخ به یک نحله فلسفی، دینی و عرفانی نیز بدل شد که ریشه های شرقی هم داشت. استادان آن پیشینه ای اسطوره ای_تاریخی داشتند. یکی هرمس مصری بود که او را طبیب و فیلسوف و کیمیاگر معرفی می کردند و دیگری هرمس بابلی که اعتقاد بر این بود که بعد از طوفان نوح در بابل به به فلسفه و پزشکی می پرداخته و احیاگر علوم بوده است. شخص دیگری هرمس الرامسه است. او را از پیروان کیومرث دانسته و برخی او را با ادریس و اخنوخ یکی می دانند و برخی نیز او را اولین کسی می دانند که علم آسمانی را کسب کرد. ولی واژه هرمنوتیک مشتق از همان اسطوره یونانی است که به عنوان واسطی، واژگان را در قالب روح معانی به انسان بر می گرداند.

هرمنوتیک به شکل عام

هرمنوتیک به عنوان یک نحله فکری و مهم تر از آن، روشی که در کسب دانش و تحصیل علم به کار میرود، مشخصا از قرن 19 با آرای ویلهلم دیلتای آغاز میشود.  گرچه اشخاصی چون شلایر ماخر و آگوست ولف هم در شکل گیری آن بی تاثیر نبودند. البته پس از شکل گیری و اشاعه آن، بنیانگذارانش متوجه شدند که در تاریخ، اشخاص و آثار بسیاری بوده اند که می توان آنها را به عنوان به کار برندگان اولیه روش هرمنوتیک دانست و چه بسا ناآگاهانه آن را در مطالعات، تحقیقات و آثارشان اعمال کردند. نمونه هایی از آنها را می توان برشمرد. برخی محقققین عهد عتیق به تشخیص دست نوشته های اصلی از متون برآمدند که بعضی از آنها را تاویل گران نخستین دانسته اند. گروه دیگر کسانی بودند که تلاش کردند از طریق واژگان مقدس به کنه محتوا و رموز و معانی درونی آن دست پیدا کنند و همین طور فلاسفه و متکلمان قرون وسطی که سعی می کردند با استفاده از آثار به جا مانده از افلاطون و ارسطو و کتبی که منتسب به آنها بود، آراء و نظرات حقیقی شان را کشف کنند، همچون آگوستین قدیس و توماس قدیس در اروپا و فارابی، ابن سینا و ابن رشد در تمدن اسلامی. نیز حقوق دانانی که به تاویل قوانین و حوزه دلالتشان پرداختند، از دیگر اشخاص تاویل گرا به شمار می روند.

روش بنیان گذار-دیلتای- پاسخی بود به جریانی که پیش از آن در علوم انسانی متداول شده بود. پس از رنسانس، پیشرفت فزاینده در علوم طبیعی مانند زیست شناسی، طبیعیات،فیزیک، زمین شناسی و جانورشناسی مکتبی جدید به نام پوزیتیویسم یا مثبت گرایی را شکل بخشید که مدعی بود علوم انسانی و اجتماعی نیز باید از حرافیها و کلی گوییهای ذهنی دست کشیده تا همچون علوم طبیعی با تکیه بر روش آزمون و تجربه، به علمی همان گونه علمی، آزمون پذیر و تبیین پذیر دست یابند. دیلتای به استناد روش روش هرمنوتیک اعتقاد داشت که به جهت تفاوت ریشه ای و محتوایی علوم انسانی و اجتماعی با فیزیک و طبیعیات، آنها باید روشهای متفاوتی را که هر یک خاص خودشان است، دنبال کنند. دیلتای تفوت این علوم را از چند جنبه می دانست. نخست محتوا و معرفت شناسی علوم. به نظر وی جهان طبیعت مستقل از اراده و معرفت ما انسانها وجود دارد، در حالی که جهان انسانی تابع اراده ماست. به عبارت دیگر دنیای طبیعی از بیرون قواعدش را بر انسان تحمیل می کند در حالی که دنیای اجتماعی توسط اراده انسان ساخته میشود. دانشهای طبیعی نوعی ضرورت و موجبیت دارند، ولی علوم انسانی بیشتر احتمالی و شرطی هستند که از اختیار و اراده انسان ناشی میشوند. علوم طبیعی با ماده ای بیجان یا جانوران و گیاهان سر و کار دارند، در حالی که در علوم انسانی، ما انسانهایی را که پیش بینی ناپذیر و صاحب اراده، اختیار، آزادی آگاهی و انگیزه هستند، مورد بررسی و تحقیق قرار می دهیم. برای شناخت دنیای پیرامون تنها اندیشه کافی نیست، بلکه کلیه قوای احساسی باید به خدمت گرفته شوند زیرا موضوع علوم انسانی و اجتماعی با علوم طبیعی متفاوت است. در علوم انسانی و اجتماعی، موضوع پژوهش، انسان است که شامل خود پژوهشگر نیز هست. به عبارتی هم فاعل و هم مفعول این پژوهش، انسان است و از این رو محقق می تواند چه علمی چه ذهنی، خود را به جای موضوع پژوهش بگذارد و بدین طریق خود را مورد مطالعه قرار دهد و هر آنچه را تاویل می کند به عنوان نظریاتی استخراج کند. روش شناسان هرمنوتیک بر این عقیده اند که به سبب تمایز موضوع پژوهش، باید بین روشهای به کار رفته در علوم طبیعی با علوم انسانی و اجتماعی فرق قائل شد.تفاوت دو علوم انسانی با علوم طبیعی به روش آنها بر میگردد. شناخت دانش طبیعی با تجربه بیرونی و عینی گرایی مقدور است، ولی دانش انسانی با درون نگری و گذاشتن محقق به جای انسانی که مورد مطالعه قرار می گیرد تا نیت و انگیزه درونی او را حدس بزند، تحقق پیدا می کند. به بیان دیگر، ما طبیعت را تبیین می کنیم ولی انسان را می فهمیم. در تفهم، فرو رفتن در روحیات و احساسات درونی مدنظر است،در حالی که تبیین علی است و با امور عینی سروکار دارد، ولی علوم طبیعی عینیت تفهم ناپذیر است. در هرمنوتیک اعتقاد بر این است که شناخت پدیده های انسانی جز با در نظر گرفتن زمینه،متن،محیط و زمانی که آن پدیده ها در آن شکل گرفته اند مقدور نیست. هر جزئی از هر پدیده اجتماعی و انسانی باید با در نظر گرفتن شرایط،زمان، بافت و زمینه ای که از آن برخاسته تاویل شود. در این راه باید به بعد تاریخی هر پدیده توجه کرد به طوری که توالی پدیده ها نوعی پیوست را از گذشته تا زمان مطالعه نشان میدهد. از طرف دیگر، نیات، انگیزه ها و خواستهای شکل دهنده پدیده های انسانی و اجتماعی باید از طریق قرار دادن محقق به جای فاعلی که در موردش تحقیق می کنیم، صورت پذیرد. از آن طریق محقق به تاویلی که موجب شکل گیری رفتارها یا پدیدهای انسانی شده دست خواهد یافت.

نظریات روش شناسان هرمنوتیک

از نظر روش شناسان هرمنوتیک، پدیده های انسانی و اجنماعی و شناخت انسانها و نیات اصلی آنها با توجه به چندین شرط تحقق پیدا می کند که در این مورد متشابهات و تمایزاتی در بین آرای آنان دیده می شود. کارل مانهایم عقیده داشت که جلوه های منفرد فرهنگ تنها با توجه کلی و وسیعتری که آن را در بر می گیرد، مقدور و درک شدنی است و تحلیل کننده اثر، از این طریق به اعمال انسانی معنایی اسنادی میدهد. برای مثال یک نقاشی زمانی تاویل می شود که جامعه، گروه و جهان بینی دوره و مکانی که نقاشی در آن رشد کرده و آن اثر ار خلق نمده، کشف شود. دیلتای علوم انسانی را تاریخی می داند، اما اساس تاریخ را تاریخی نمی داند، بلکه یک نوع روانشناختی و معرفت شناختی می پندارد و تاریخ را در حقیقت ظهور روانشناسانه تاویلهای در حال شدن می انگارد.و هدف غایی تاویل را بازسازی کلیت ذهنی نویسنده و خالق اثر توسط تاویل کننده می داند. محقق می تواند نمودهای خاصی را شناسایی کند، بی آنکه از قضایایی کلی به عنوان واسط استفاده کند. پدیده ها و کنشهای اجتماعی طبق ارزسهایی معنا دار شکل می گیرند. بنابراین برای فهم معنای آنها باید آن ارزشها را شناخت، ولی از طرف دیگر نظریه علمی باید از ارزشها به دور باشد، پس باید راهی برای به کار گیری ارزشها در پژوهش انتخاب کرد و آن استفاده از ارزشها  تنها هنگام انتخاب موضوع پژوهش است، ولیپس از آن دیگر محقق اجازه اعمال ارزشها را طی پژوهش ندارد و به دور از هرگونه تمایل ارزشی باید به پژوهش ادامه دهد، جدای از آنکه دستاوردهای پژوهش با احکام ارزشی مورد نظر محقق منطبق باشد یا نه. هانس گئورگ گادامر که یکی از پیروان دیلتای و از بزرگترین فلاسفه تاویل گرای معاصر است، بر این باور است که در یک تحقیق تاویل کننده باید حتی با وجود فاصله زمانی بتواند از نظر روانی خویشتن را به جای مولف گذاشته و آن جنان غرق در آن فضا و زمینه شود که نوعی"ذوب افقها" اتفاق بیفتد. از نظر او تاویل نوعی بازتولید است چون تاویلگر با قرار دادن خویشتن به جای دیگری، درصدد برمی آید تا به بازسازی شرایطی بپردازد که نویسنده در آن جای داشته و خلق اثر کرده است. و خلاصه گیرتز تا آنجا پیش می رود که برای تاویل، روشی خارج از حوزه تعریف کنونی علمی ارائه می دهد و روشهایی چون تفسر نمادها و نقد ادبی به عنوان جانشین برای روشهای جست جوی صدق و کذب گزاره ها پیشنهاد می کند.

منبع: انجمن علمی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

برای دریافت مقاله ای دیگر (جامع تر) در این رابطه اینجا را کلیک فرمائید.

 


موضوعات مرتبط: روش تحقیق

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 | 21:8 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

اثبات‌گرایی منطقی

در قرنِ بیستم در آلمان و انگلستان فلاسفه‌ای که تحقیقاتِ عمیق و وسیعی در رابطه با روشِ علم در شناختِ جهان انجام می‌دادند برایِ آن که خود را از پوزیتیویست‌هایِ فرانسوی جدا کنند نامِ «پوزیتیویسمِ منطقی» را بر نگرشِ خود نهادند. این فلاسفه معتقد بودند که تنها بخشِ غیرِتجربی (پیشینیِ) دانشِ بشر اصولِ منطقاست که از تجربه حاصل نمی‌شوند و اندیشیدن را پیشاپیش محدود می‌کنند. هر معرفتِ دیگری که انسان می‌تواند کسب کند باید از راهِ تجربه به دست آید. اما بسیاری از گزاره‌هایی که ما در زندگی یا در فلسفه به کرات به کار می‌بریم اگر بدرستی تحلیل شوند هیچ‌جا به تجربه متصل نمی‌شوند .

اثبات‌گرایی منطقی گذشته از اعتقاد به اعتبارِ علم تعریفِ دقیقی دارد: به هر گزاره‌ای که از جنسِ گزاره‌هایِ خبریباشد یک «شرایط صدق» تعلق می‌گیرد. شرایطِ صدق بیان می‌کنند که گزاره در چه شرایطی صادق و در چه شرایطی کاذب است. توجه کنید که «صدق» با « اثبات» خلط نشود. مثلاً گزارهٔ «باران می‌بارد» در برخی شرایط صادق است و در برخی شرایط کاذب. به عبارتِ دیگر شرایطِ صدق بیان می‌کنند که گزاره چه «وضعی از امور» (state of affairs) را توصیف می‌کند. پوزیتیویسمِ منطقی یعنی این اعتقاد که «معناًیِ هر گزاره همان شرایطِ صدقِ آن است». به این ترتیب هر گزاره‌ای که همیشه صادق یا همیشه کاذب یا همیشه نامعلوم باشد کاملاً بی‌معنا است. مثلاً این گزاره که «این اتفاق که افتاد قسمتبود» از نظرِ پوزیتیویست بی‌معنا ست، زیرا هر وضعی از امور پیش بیاید باز هم می‌توان این حرف را زد. پس این گزاره در واقع هیچ وضعی از امور را توصیف نمی‌کند.

هسته اصلی پوزیتیویسم منطقی را متفکران حلقه وینتشکیل می‌دادند که شامل رودلف کارنپ، موریتس شلیک، هانس رایشنباخ، هربرت فایگل، کورت گودل، هانس هان، فیلیپ فرنک، و اتو نویرثمی‌شد. این افراد در سالهای ۱۹۲۲ تا اویل دهه ۱۹۳۰ در وین دور هم جمع می‌شدند و به تبادل نظر درباره فلسفه و مبانی علوم جدید می‌پرداختند. آنها در دوره متاثر از رساله منطقی-فلسفی ویتگنشتاینبودند. از افرادی که ارتباط نزدیکی با این حلقه داشتند، آلبرت اینشتین و لودویک ویتگنشتاین بودند. زمانی که ویتگنشتاین در وین اقامت داشت به درخواست شیلیک در برخی جلسات گروه شرکت می‌کرد. پوزیتیویسم مدتی قابلِ ملاحظه سنتِ رایج در فلسفه علمبود، اما با ظهورِ نگرش‌هایِ جدید، و کارهایِ متفکرانی مانندِ کوهنو کواینکم‌کم به حاشیه رانده شدند. برخی تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تصور شایع درباره پوزیتیویسم منطقی ساده نگرانه و غلط است.

منبع: ویکی پی دیا

 


موضوعات مرتبط: روش تحقیق

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 | 20:38 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

پوزیتیویسم چیست؟

اثبات‌گرایی یا (پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی )  هر گونه فلسفه علم بر اساس این دیدگاه است که در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی» [و تلقی منطقی و ریاضی از این داده‌ها]، تنها منبع همه معرفت‌های معتبر است. کسب و وارسی داده‌هایی که می‌توان از راه حس‌ها به دست آوردن را «شواهد تجربی» گویند.

اثبات‌گرایی اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنیِ متفاوت به کار رفته‌است. این اصطلاح در قرنِ هجدهم توسطِ فیلسوف و جامعه‌شناسِ فرانسوی اگوست کنت ساخته شده و به کار رفت. کنت بر این باور بود که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشهٔ قطعی (positive) و تجربی علم است. در این عصرِ جدیدِ تاریخ، نهادهایِ اجتماعیِ مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت.

منبع: ویکی پی دیا

 


موضوعات مرتبط: روش تحقیق

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 | 20:33 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
تعیین حجم نمونه با جدول کرجسی و مورگان:

وقتی که نه از واریانس جامعه و نه از احتمال موفقیت یا عدم موفقیت متغیر اطلاع دارید و نمی توان از فرمولهای آماری برای براورد حجم نمونه استفاده کرد از جدول مورگان استفاده می کنیم. این جدول حداکثر تعداد نمونه را می دهد.مواردي که واريانس جامعه يا در صد مورد نياز در اختيار نداشته باشيد مي توان از اين جدول براي برآورد حجم نمونه استفاده کرد آگر با فرمول کوکران نيز محاسبه کنيد حتما کمتر از نتایج جدول بايد باشد . برا دانلود جدول اینـــــــــــجــــــا کلیک نمایید.


موضوعات مرتبط: آموزش Spss

تاريخ : دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 | 0:21 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

مراحل آزمون یک فرض آماری

مرحله 1: ادعا یا فرضی را که باید آزمون شود تعیین کرده آن را به شکل قرار دادی بنویسید.  ( مثلاً  µ≤10  )
مرحله 2:شکل قرار دادی ای را بنویسید که وقتی ادعای اصلی غلط است باید درست باشد. ( مثلاً  µ>10  )
مرحله 3:از دو فرم قراردادی که تاکنون بدست آمده، آن را که شامل تساوی است H0 و دیگری را H1  بنامید.
H0: µ≤10  و   µ>10  H1:
مرحله 4: سطح معنی داری آزمون، α را بر اساس اهمیت خطای نوع I انتخاب کنید. ( 0/05 یا 0/01 )
مرحله ی 5: تعداد نمونه و نوع آماره مناسب را در نظر بگیرید.
مرحله ی 6: آماره ی آزمون، ناحیه بحرانی و مقدار بحرانی را تعیین کنید، نموداری رسم کنید و در آن آماره ی آزمون، مقدار (مقادیر) بحرانی و ناحیه بحرانی را بگنجانید.
مرحله ی 7: آماره آزمون در ناحیه بحرانی قرار گیرد H0 را رد و اگر در آن قرار گیرد فرض صفر را رد نکنید.
مرحله ی 8: تصمیم قبلی را با عبارات ساده و غیر فنی بیان کنید.

منبع: تریولا، ماریو ( ؟) . آمار کاربردی. ترجمه محمد صادق تهرانیان و ابوالفضل بزرگ نیا،(1374).مشهد،  انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد. ص 265/



تاريخ : سه شنبه بیستم آبان 1393 | 22:6 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.