چگونه رمز ویندوزمان را به ساده‌ترین شکل بازیابی کنیم؟

فراموش کردن رمز همیشه موجب دردسر بوده است، اما خوشبختانه راه ساده‌ای برای بازیابی آن یا همان ریست کردن وجود دارد. تنها چیزی که احتیاج دارید یک کپی از دیسک ویندوز و یک خط کامند ساده است.


بازیابی رمز ویندوزتان

دیسک ویندوزتان را بوت کنید و Repair your computer را انتخاب کنید.

به همین مسیر ادامه دهید تا به قسمت Command Prompt برسید. آن را باز کنید و دستور زیر را تایپ کنید.

Copy c:\windows\system32\sethc.exe c:\

سپس در بالای sticky keys دستور زیر را کپی پیست کنید:

Copy c:\windows\system32\cmd.exe c:\windows\system32\sethc.exe

حالا می‌توانید کامپیوتر خود را ری‌بوت کنید.


زمانی که صفحه‌ی لاگین به نمایش درآمد، کلید شیفت را ۵ بار فشار دهید. حالا حالت ادمینستریتورِ command prompt ظاهر می‌شود.

حالا رمز خود را بازیابی یا ریست کنید. فقط کافی است دستور زیر را تایپ کنید و به جای پسوورد و یوزر چیزی که مدنظرتان هست را بنویسید:

net user geek MyNewPassword

 

 


موضوعات مرتبط: لوازم کامپیوتر و موبایل

تاريخ : جمعه سوم مرداد 1393 | 17:13 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

استفاده از رفرنس نویسی در ورد 2007 ( word 2007)

 

 

استفاده از رفرنس نویسی در ورد 2007 ( word 2007)

دفعات اولی که مقالات زبان انگلیسی رو بررسی و مطالعه می کردم، با خودم می گفتم طرف چقدر حوصله داشته و اینقدر منابع رو دقیق و با جزئیات تمام وارد کرده است و حتی، نام تمام مجلات و کتابها را ایتالیک کرده است؛ فکر می کردم که این خود مولف است که این کار را انجام می دهد و خود مولف تمام مراجع را تک تک (هم داخل متن و هم در انتها) کنترل می کند. چون واقعاً اصلا اشتباهی وجود نداشت و همه مراجع دقبق هم در متن و هم در انتها، خیلی زیبا و در قالب مناسب ارایه شده اند.

وقتی با نرم افزار ورد 2007 آشنا شدم، متوجه شدم که غیر از خود ورد، نرم افزارهای تخصصی دیگری نیز برای مرجع نویسی وجود دارد که  مهمترین آنها End Note و Reference Manager است که کار مرجع نویسی را خیلی راحت می کند، حتی به شما می گوید که کدام منبع را در داخل متن استفاده نکردید. خود نرم افزار هر جا را که لازم باشد، اول می آورد یا هر جا را که لازم باشد ایتالیک می کند. به این ترتیب به لیست رفرنس حرفه ای برای شما ایجاد می کند.

اطلاعات مربوط به این نرم افزارها را توی سایتشون می تونید پیدا کنید. نرم افزارهای فوق پولی هستند  و به همین دلیل در دسترس همه نیستند. اما نرم افزار ورد 2007 در دسترس همه هست. به همین دلیل، در این پست، مرجع نویسی با این نرم افزار توضیح داده می شود.

چهارمین Tab در قسمت بالای ورد 2007 و از سمت چپ، References است. هرجا که خواستید از یک رفرنس استفاده کنید، آنجا کلیک کنید، آنگاه از توی این تب، قسمت Citation & Bibliography را انتخاب کنید.

 

 

روی قسمت Insert Citation کلیک کرده و بعد از آن، گزینه Add New Source را انتخاب کنید.

 

 

پنجره ای باز می شود که شما باید اطلاعات مربوطه را تکمیل کنید؛ این اطلاعات با توجه به اینکه منبع مجله، کتاب، سایت و یا کنفرانس است فرق می کند. اطلاعات را تکمیل کنید، آنگاه کلید Ok را انتخاب کنید. به این نمونه توجه کنید:

 

قسمت دیگر Style است؛ این قسمت شما مهمترین استانداردهای رفرنس نویسی را می توانید ببینید. APA یا همون انجمن روانشناسی آمریکا، Chicago، ISO، MLA و سایر انواع که فراخور نیاز، از هر کدام می توان استفاده کرد که ما در کارهای فارسی از شیکاگو و در مقالات انگلیسی از APA استفاده می کنیم. هر استایلی را که انتخاب کنید، فرمت اون استاندارد هم توی متن و هم در انتها خودبه خود تغییر می کند.

 

که بعنوان نمونه» مرجع نویسی در داخل متن به شکل زیر می آید:

(Richard Laux, Richard, & Karen, 2007)

که اگر شما روی آن کلیک کنید برجسته می شود؛ یک فلش در سمت چپ نشان داده می شود که اگر روی آن کلیک کنید، می توانید شماره صفحه را نیز وارد کنید. دقت کنید که همه این موارد در ورد 2007 است؛ اگر شما مقاله را در فایل ورد 2003 ذخیره کرده باشید (فرمت doc و نه فرمت docx)، این چیزهایی که گفتم اتفاق نمی افتد، یعنی شما با نرم افزار 2007 کار می کنید، اما فایل 2003 است، اینجا این کارها انجام نمی شود، فایل را از ابتدا 2007 ذخیره کنید. نشانه اینکه 2003 است یا 2007، این است که در قسمت عنوان در بالاترین قسمت صفحه، واژه Compatibility Mode می اید.

آنگاه بعد از اتمام مقاله، به روی قسمت Bibliography کلیک کنید و از انجا گزینه Insert Bibliography را انتخاب کنید.

 

 

 

تمام رفرنسهایی را که تا آلان وارد کرده اید را به شکلی زیبا به شما می دهد

 

در قسمت Manage Sources نیز می توانید ببینید که کدام رفرنسها تیک نخورده اند، یعنی توی متن استفاده نشده اند.

 

(AB, 2011)

یکی از اساتید می گفت که من وقتی می خواستم یک مقاله را داوری کنم، تک تک مراجع را هم در متن و هم در انتها کنترل می کردم، تصور کنید که چه زمانی می برد این کنترل کردن؟ در صورتی که یک نرم افزار به راحتی این کار را انجام میدهد. در این قسمت، می توانید مراجه را اصلاح، کپی یا حذف کنید. نکته مهم دیگه اینکه این رفرنس هایی که وارد فایل ورد کرده اید، توی دیتابیس ورد در همان کامپیوتر باقی می ماند و شما اگر در آینده به آنها نیاز داشته باشید، می توانید آنها را کپی کنید.

 

نويسنده: آقاي  عبدالعظیم ملایی 

 isimag.blogfa.com

                                                                                                                                                      

 


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد ، موفقیت

تاريخ : دوشنبه سی ام تیر 1393 | 19:30 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

استعفا

به این وسیله من به طور رسمی از بزرگسالی استعفا می دهم و مسوولیت های یک کودک هشت ساله را قبول می کنم .

*می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکرکنم که آن جا یک رستوران پنچ ستاره است .

*می خواهم فکرکنم شکلات از پول بهتراست چون می توانم آن را بخورم .

*می خواهم زیردرخت بلوط بزرگ بنشینم وبادوستانم بستنی بخورم.

*می خواهم درون چاله ای آب بازی کنم و باد بادک خود را در هوا پرواز دهم.

*می خواهم به گذشته برگردم وقتی همه چیزساده بود٫وقتی داشتم رنگ های جـدول ضرب و شعـرهای کودکـانه را یـادمی گرفتم ٫وقتی   نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم وهیچ اهمیتی هم نمی دادم .

*می خواهم فکرکنم که دنیا چه قدر زیباست وهمه راست گو و خوب هستند.

*می خواهم ایمان داشته با شم که هر چیزی ممکن است و می خواهم که  از پیچیدگی های دنیا  بی خبرباشم .

*می خواهم دوباره به همان زندگی ساده ی خودبرگردم٫نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک های اداری٫ خبر های ناراحت کننده ٫صورت حساب٫ جریمه و...

*می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم٫به یک کلمه ی محبت  آمیز٫ به عدالت٫به صلح٫به فرشتگان٫به باران ٫و به ...

این دسته چک من٫کلید ماشین ٫کارت اعتباری و بقیه  مدرک ها  مال  شما .من به طور رسمی از بزرگ سالی استعفا می دهم.

منبع:((نوشته های دلنشین )) ((جهان بخش موسوی رکعتی)) 


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 19:46 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولى دل به پائيز نسپرده
 ايم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده
 ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده
 ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده
 ايم
اگر دشنه
 ى دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده
 ايم
گواهى بخواهيد، اينك گواه
همين زخم
 هايى كه نشمرده ايم!
دلى سر بلند و سرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده
 ايم.

دکتر قیصر امین پور

 


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 19:42 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
دروغگو را بهتر بشناسیم ! افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناخت دروغگو می شود عبارتند از: ۱- چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشم های آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند. ۲- گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند. ۳- وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند. ۴- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد. ۵- در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند. ۶- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند. ۷- آنهاسعی می کنندبه گونه ای گیج ومبهم سخن بگویندو بااین کار به شمااجازه نمی دهند تا حرف های آنان راتجزیه کنید. ۸- هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند. ۹- حتی سوال شما رامتوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند. ۱۰- اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مطالب متفاوت تعریف کند. ۱۱-اگر قدری به صحبت آنهاشک داریدشما رامتّهم به بی اعتمادی می کندوخیلی سریع بااین کاربه بحث خاتمه می دهد. ۱۲- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند. ۱۳- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید. ۱۴ تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است. ۱۵-خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است. ۱۶- آدمهای دروغگو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.


موضوعات مرتبط: مدیریت ، موفقیت

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 19:29 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
کودکان غزه در خاک و خون    the children of Gaza are in blood and mud! 
به چه گناهی!                                                             What sin
انسانیت کجاست؟                                                    Where is the humanity?

 

 


تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 20:41 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ‏

‏ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ‏

‏        ‏ای پروردگار ما ! چنان كن كه ما دو نفر مخلص و منقاد ( فرمان ) تو باشیم ، و از فرزندان ما ملّت و جماعتی پدید آور كه تسلیم ( فرمان ) تو باشند ، و طرز عبادات خویش را ( در كعبه و اطراف آن ) به ما نشان بده و ( اگر نسیان و لغزشی از ما سر زد ) بر ما ببخشای ( و در توبه را بر رویمان باز گذار ) ، بی‌گمان تو بس توبه‌پذیر و مهربانی .‏

 

سوره مبارکه بقره : آیه 128

 


موضوعات مرتبط: دعا

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 19:55 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

 

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْراً كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ ‏

. پروردگارا ! اگر ما فراموش كردیم یا به خطا رفتیم ، ما را ( بدان ) مگیر ( و مورد مؤاخذه و پرس و جو قرار مده ) ، پروردگارا ! بار سنگین ( تكالیف دشوار ) را بر ( دوش ) ما مگذار آن چنان كه ( به خاطر گناه و طغیان ) بر ( دوش ) كسانی كه پیش از ما بودند گذاشتی . پروردگارا ! آنچه را كه یارای آن را نداریم بر ما بار مكن ( و ما را به بلاها و محنتها گرفتار مساز ) و از ما درگذر و ( قلم عفو بر گناهانمان كش ) و ما را ببخشای و به ما رحم فرمای . تو یاور و سرور مائی ، پس ما را بر جمعیّت كافران پیروز گردان .‏

 

       سوره بقرة آیه  286


موضوعات مرتبط: دعا

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 19:55 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

‏      بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ:‏

 

‏رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ‏

 

‏          ترجمه : ‏

‏ پروردگارا ! در دنيا به ما نيكي رسان و در آخرت نيز به ما نيكي عطاء فرما ( و سراي آجل و عاجل ما را خوش و خرّم گردان ) و ما را از عذاب آتش ( دوزخ محفوظ ) نگاهدار .‏

سوره بقرة آيه  201

.‏

 


موضوعات مرتبط: دعا

تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 19:53 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
چرا دانش آموزان ممتاز برای دانش آموزان ضعیف کار می کنند؟

اثر رابرت كیوساكی همیشه تعجب کرده‌ام که چرا در مدارس، در مورد پول، آموزشی داده نمی‌شود. هر روز معلم‌های‌مان این موضوع را در سرهای‌مان فرو می‌کردند که: «به مدرسه بروید تا شغلی به دست آورید. اگر به مدرسه نروید، شغلی هم به دست نخواهید آورد.» این موضوع، دلیلی شد تا از معلم‌ام بپرسم: «آیا دلیل مشغول به کار شدن در جایی، این نیست که پول در بیاوریم؟ اگر پول، هدف اصلی ما از داشتن یک شغل است، پس چرا صاف نمی‌روید سر اصل مطلب و در مورد پول به ما آموزش نمی‌دهید؟» به این سوال من هیچ‌وقت جوابی داده نشد. امروز، ما در یک بحران مالی نیستیم؛ بلکه درگیر یک بحران آموزشی هستیم. این بحران، وقتی شروع می‌شود که کودکان‌مان وارد مدرسه می‌شوند و سال‌ها و حتا دهه‌ها هیچ چیزی درباره‌ی پول یاد نمی‌گیرند و توسط آدم‌هایی آموزش می‌بینند که پشیزی درباره‌ی پول نمی‌دانند. مردم به خاطرِ نداشتن آموزش مالی در مدارس، از نظر اقتصادی در حال نابودی هستند. آموزش مالی مزایای خیلی زیادی دارد. این نوع آموزش که به عنوان والدین به فرزندتان می‌دهید، برتری‌های ناعادلانه‌ی زیادی را در زندگی به او خواهد داد. چیزی که من به عنوان برتری ناعادلانه از آن یاد می‌کنم در واقع یک مزیت رقابتی‌ست که با آموزش مالی به آن دست پیدا می‌کنید. این‌ها درس‌هایی هستند که به عنوان والدین، می‌توانید به کار ببندید و از آنها سود ببرید. یادگیری مادام‌العمری که در خانه و بین خانواده‌تان جا می‌اندازید، باعث پاداشی مادام‌العمر برای فرزندان‌تان خواهد شد و آن‌ها را در مسیری برای یک زندگی باشکوه قرار می‌دهد. یکی از این برتری‌های ناعادلانه، درک راه‌های متفاوت به سوی ثروت است. راه‌های زیادی برای ثروتمندشدن وجود دارد. بعضی‌ از این راه‌ها عبارتند از: • شاید برای پول ازدواج کنید، ولی همه‌ی ما می‌دانیم که چه تیپ آدم‌هایی، این کار را می‌کنند. • شاید در یک مسابقه‌ی بخت‌آزمایی برنده شوید. بخت‌آزمایی برای بازنده‌هاست؛ چون بدون وجود میلیون‌ها بازنده، هیچ برنده‌ای وجود نخواهد داشت. • شاید در مسابقه‌ی تلویزیونی «چه کسی می‌خواهد یک میلیونر باشد؟» برنده شوید. هرکسی این برنامه را ساخته است، باید یک دانش‌آموز ممتاز باشد. تنها یک دانش‌آموز ممتاز است که فکر می‌کند دانستن جواب‌های درست می‌تواند شما را پولدار کند. آدم‌های خیلی کمی با دانستن جواب‌های درست، پولدار می‌شوند. اغلب آدم‌ها با اشتباه‌کردن و یادگرفتن از آن اشتباهات، ثروتمند می‌شوند. • شاید یک ورزشکار حرفه‌ای شوید. مشکل این‌جاست که خیلی از ورزشکاران حرفه‌ای، ۵ سال بعد از بازنشستگی‌شان ورشکسته می‌شوند. وقتی مسن‌تر شوند، اگر پول‌شان را از دست بدهند، خیلی سخت است که بتوانند آن را پس بگیرند. • در ضمن، اگر از نظر مالی باهوش باشید، می‌توانید ثروتمند شوید. آدم‌های زیادی ادعا می‌کنند که میلیونر هستند. وقتی این موضوع را می‌شنوم، اولین سوال‌ام این است که: «شما چه نوع میلیونری هستید؟» در ادامه انواع مختلف میلیونرها را توضیح می‌دهم. • میلیونر ارزش خالص: قبل از بحران وام‌های بدون پشتوانه در سال ۲۰۰۷، میلیونرهای ارزش خالص زیادی وجود داشت. آدم‌هایی بودند که خانه‌شان ۳ میلیون دلار تخمین زده می‌شد و ۷/۱ میلیون دلار بدهکار بودند. این موضوع یعنی که ارزش خالص‌شان ۳/۱ میلیون دلار بود و این، آن‌ها را یک میلیونر ارزش خالص نشان می‌داد. بعد از وقوع بحران، حالا قیمت خانه‌شان نصف شده است و ۵/۱ میلیون دلار ارزش دارد، که یعنی آن‌ها دیگر میلیونر نیستند؛ چون قیمت خانه‌شان از وام‌شان کمتر است. خیلی از سرمایه‌گذاران بازار سهام، در همین گروه قرار می‌گیرند. میلیون‌ها دلار سهام دارند، ولی گردش پول بسیار کمی از سرمایه‌گذاری‌های‌شان به دست می‌آید. آن‌ها فقط روی کاغذ میلیونر محسوب می‌شوند. • میلیونر درآمد بالا: خیلی از مدیران اجرایی، پزشک‌ها، وکلا، ورزشکاران حرفه‌ای، ستاره‌های سینما و مجریان مشهور، میلیونرهای درآمد بالا هستند؛ یعنی درآمد سالانه‌شان بیش از یک میلیون دلار است. مشکل این گروه از میلیونرها، مالیات است. بیشترشان در طبقه‌ی بالاترین مالیات‌دهنده‌ها قرار می‌گیرند. • میلیونر وراثتی: این گروه، معمولن به عنوان «باشگاه نطفه‌های خوش‌شانس» شناخته می‌شوند. آن‌ها در یک خانواده‌ی پولدار به دنیا می‌آیند. مشکل این گروه، آویزان پول بودن است. بیشتر دارایی‌های خانواده تا نسل سوم نابود می‌شود. اجدادی که این ثروت را خلق کردند، پول‌شان را انتقال می‌دهند اما در انتقال دانشی که برای حفظ و گسترش این ثروت نیاز است، شکست می‌خورند. • میلیونر گردش پولی: میلیونر گردش پولی، شخصی‌ست که بدون کارکردن، یک میلیون دلار یا مبلغی بیشتر را از سرمایه‌گذاری‌های‌اش به دست می‌آورد. یکی از موضوع‌های فوق‌العاده درباره‌ی یک میلیونر گردش پولی بودن این است که هر دویِ بدهی و مالیات در خدمت‌شان کار می‌کنند. بدهی و مالیات علیه انواع دیگر میلیونرها هستند. من می‌دانستم که بیشترین شانس‌ام برای میلیونرشدن این است که یک میلیونر گردش پولی باشم. می‌دانستم که استعدادی استثنایی در درس‌خواندن، آوازخواندن، بازیگری یا ورزش ندارم. وقتی با فرزندتان درباره‌ی پول صحبت می‌کنید، مهم است که درباره‌ی انواع مختلف میلیونرها بحث کنید و این‌که کدام نوع برای او بهترین خواهد بود. احتمال میلیونرشدن می‌تواند آن‌ها را برای یادگیری، مطالعه و تلاش برای رسیدن به رویای‌شان ترغیب کند. همان‌طور که پدر پولدار می‌گفت، رویاهای آن‌ها به این خاطر مهم است که: «نبوغ در رویاها پنهان است.» شما می‌توانید با تشویق فرزندان‌تان برای پیگیری رویاهای‌شان، آن هم به جای گشتن دنبال یک شغل ثابت، یک برتری ناعادلانه به آن‌ها بدهید. واژه‌ی inspire (ترغیب) از واژه‌ی spirit (روح، روان) مشتق شده است. اگر روحیه‌ی فرزندتان را شعله‌ور کنید، نبوغ‌اش آشکار می‌شود. برتری‌های مالی یک آموزش مالی عبارتند از: (۱)کسب درآمد بیش‌تر، (۲)نگه‌داشتن مقدار بیش‌تری از پول‌تان، (۳)محافظت بیش‌تر از پول‌تان. درضمن: برتری‌های معنوی یک آموزش مالی نیز عبارتند از: (۱)داشتنِ اطمینان خاطر بیش‌تر، (۲)سخاوتمندی بیش‌تر، (۳)کنترل بیش‌تر روی زندگی. متاسفانه سیستم آموزشی ما دانش‌آموزان را جوری تربیت می‌کند که یا از دانش‌آموزان نوع A (ممتاز) باشند یا از دانش‌آموزان نوع B (بوروکرات-متوسط). مدارس ما جوان‌ها را جوری تربیت نمی‌کنند که دانش‌آموزان نوع C (سرمایه‌دار) باشند. گذشته از این‌ها، این دانش‌آموزان نوع C یا دانش‌آموزان ضعیف هستند که اغلب، مسیر کارآفرینی را دنبال می‌کنند، مشعل سرمایه‌داری را پیش می‌برند و مشاغل جدید به وجود می‌آورند. از آن‌جایی که مدارس ما به هیچ عنوان نمی‌پذیرند که کودک شما را برای دنیای واقعی آماده نمی‌کنند، این بر عهده‌ی والدین (یعنی اولین و مهم‌ترین معلمان کودک) است که به فرزندشان آموزش مالی مورد نیاز برای دنیای واقعی را یاد دهند؛ آن‌هم در دنیایی که روی محور پول می‌چرخد.


موضوعات مرتبط: موفقیت ، محصولات آموزشی و کمک آموزشی

تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 20:42 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.