پرسشنامه مدیریت دانش لی و چانگ

مديريت دانش، رسيدن به اهداف سازمان با استفاده بهينه از دانش و يا توانايي يك سازمان در استفاده از سرمايه معنوي (تجربه و دانش فردي نزد هر فرد) و دانش دسته جمعي به منظور دستيابي به اهداف خود از طريق فرايندي شامل توليد دانش، تسهيم دانش و استفاده از آن به كمك فناوري است.  مديريت دانش، راز موفقيت سازمان‌ها در قرن 21 است. دانش، مفهومي فراتر از داده و اطلاعات است. دانش به مجموعه اطلاعات، راه كار عملي مرتبط با آن، نتايج به‌كارگيري آن در تصميمات مختلف، آموزش مرتبط با آن، نگرش افراد در مشاغل و مسئوليت‌هاي مختلف در ارتباط با آن گفته مي‌شود. دانش هر نفر، حتي در موردي خاص، ممكن است با ديگران متفاوت باشد. دانش زيربناي مهارت و تجربه و تخصص هر فرد است. هر سازمان براي دستيابي به اهداف خود، از مجموعه دانشي استفاده مي‌كند كه نزد تك‌تك افراد و در ذهن آنها انباشته شده است. در صورت عدم استفاده از اين دانش‌ها، مي‌توان شكست سازمان يا بالا بودن هزينه‌هاي ناشي از تكرار برخي فرايندهاي تصميم‌گيري و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربي و تصميم‌گيري‌ها را انتظار داشت.

توجه:( نحوه ی نمره گذاری و شرح پایایی و روایی آن در پرسشنامه ذکر شده است).

  برای دانلود این پرسشنامه اینجا را کلیک نمایید.    

   http://www.rava20.ir


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 0:35 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

پرسشنامه موفقيت / ارتقاء رادسیپ

                                                   

اين ابزار ديدگاه فرد نسبت به موفقيت را مورد ارزيابي قرار مي دهد.  و دارای 30 گویه است.  برای پاسخ دهی از طیق 3 گزینه ای لیکرت استفاده شده است (مقیمی، 1380).

 

توجه:( نحوه ی نمره گذاری و شرح پایایی و روایی آن در پرسشنامه ذکر شده است).

  برای دانلود این پرسشنامه اینجا را کلیک نمایید.    

   http://www.rava20.ir


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 0:31 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

پرسشنامه تعارض کار -  خانواده  (کارلسون و کاکمار و ویلیامز، 2000)

پرسشنامه 18 ماده ای سنجه چند بعدی تعارض کار – خانواده، کارلسون و همکاران (2000)، برای سنجش میزان شدت تعارض کار خانواده است. این مفیاس ابعاد شش گانه تعارض کار – خانواده را مورد ارزیابی قرار می دهد. دامنه پاسخ  ها از گزینه یک ( کاملاً مخالفم) تا پنج ( کاملاً موافقم) با استفاده از مقیاس لیکرت است.   نمره بالاتر در این آزمون نشان دهنده تعارض کار – خانواده بیشتر خواهد بود. ماده های این پرسشنامه به شش مقوله سه ماده ای تقسیم می شوند. به این صورت که سه ماده اول، تعارض کار خانواده مبتنی بر زمان ( یعنی مدت زمانی که صرف انجام شغل می شود از صرف وقت برای فعالیت های خانوادگی می کاهد)، سه ماده دوم، تعارض خانواده – کار مبتنی بر زمان (یعنی مدت زمانی که صرف انجام فعالیت های خانوادگی می شود از صرف وقت برای شغل می کاهد، سه ماده سوم، تعارض کار خانواده بر مبنای توان فرسایی ( یعنی میزان انرژی که صرف انجام شغل می شود از صرف انرژی برای فعالیت های خانوادگی می کاهد) ، سه ماده چهارم تعارض خانواده - کار بر مبنای توان فرسایی  ( یعنی میزان انرژی که صرف فعالیت های خانوادگی انجام می شود از صرف انرژی برای شغل می کاهد)ف سه ماده پنج، تعارض کار – خانواده مبتنی بر رفتار ( یعنی تداخل کردن رفتارها و هنجارهای کاری در رفتارها و هنجارهای خانوادگی) و سه ماده ششم تعارض خانواده- کار مبتنی بر رفتار ( یعنی تداخل کردن رفتارها و هنجارهای خانوادگی در رفتارها و هنجارهای کاری ) را می سنجد.

توجه:( نحوه ی نمره گذاری و شرح پایایی و روایی آن در پرسشنامه ذکر شده است).

  برای دانلود این پرسشنامه اینجا را کلیک نمایید.    

   http://www.rava20.ir


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 0:27 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

پرشسنامه ابعاد موفقيت پاركر و كازماير

 افراد درباره موفقيت، ايده هاي متفاوتي را بيان مي كنند. در اين پرشسنامه تعريف موفقيت زندگي افراد از ديد آنها مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

پرسشنامه ابعاد موفقیت پارکر و کازمایر دارای ۴۲ سوال است که در آن تعریف موفقیت زندگی افراد از دید آنها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد

توجه:( نحوه ی نمره گذاری و شرح پایایی و روایی آن در پرسشنامه ذکر شده است).

  برای دانلود این پرسشنامه اینجا را کلیک نمایید.    

   http://www.rava20.ir


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 0:24 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

پرسشنامه خود اثربخشی[1] شیرر و مادوکس

برايسنجشخودكارآمديازپرسشنامة 23 سؤاليكهژاندا ( 1384، ترجمه بشارت و حبیب نژاد) معرفی کرده است ، استفاده شده است.
این پرسشنامه را شیرر و مادوکس[2] ( 1982، به نقل از ژاندا، 2001) ساخته اند. اينپرسشنامة 23 سؤاليدوزيرمقياسخودكارآمديكليوخودكارآمدياختصاصيدارد،كهيكيمربوطبه خودكارآمديتصوريفردبهصورتعموميوكليمستقلازموقعيتهاوشرايطاختصاصي استوديگري (خودكارآمدياختصاصي ) بهتصورفردازكارآمديوتواناييخود برايروياروييباموقعيتهايخاصمربوطمي شود. ازمجموعايندوزيرمقياسيك نمرةكلينيزبهدستمي آيدكهوضعيتخودكارآمديتصوريفردرانشانمي دهد.

توجه:( نحوه ی نمره گذاری و شرح پایایی و روایی آن در پرسشنامه ذکر شده است).

  برای دانلود این پرسشنامه اینجا را کلیک نمایید.    

   http://www.rava20.ir



[1] - Interpersonal Trust

[2] - Shirer & Modox


موضوعات مرتبط: پرسشنامه استاندارد

تاريخ : شنبه بیست و نهم آذر 1393 | 0:18 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

انسانهای موفق قبل از صبحانه چه می‌کنند؟

شاید عنوان این نوشته برای شما ساده یا عجیب باشد،‌ اما جالب است که بدانید این عنوان، یکی از مطالبی است که مورد توجه بسیاری از انسانها است. سایت Inc.com، نشریه فوربس، لورا وندرکام در کتابی به همین نام، Business Insider و بسیاری از نشریات دیگر به این موضوع پرداخته‌اند. طبیعی است که بخشی از برنامه صبحگاهی افراد موفق، تابع سلیقه است. اما در اینجا تلاش کرده‌ایم فصل مشترک این برنامه‌ها را مرور کنیم:

مورد اول – انسانهای موفق زود از خواب بلند می‌شوند! این جمله ساده اما مهم است. به هر حال اگر می‌خواهیم قبل از صبحانه کار خاصی انجام دهیم یا از افراد موفق در کارهای قبل از صبحانه الگوبرداری کنیم، باید قبل از صبحانه فرصتی داشته باشیم! ضمن اینکه در تمام روز (به عبارتی ساعات بعد از صبحانه…) زنگ موبایل و صدای پیام و پیامک‌ها، فرصت تمرکز و فکر کردن و «لحظات کیفی» را از ما می‌گیرند.
بنابراین زود بیدار شدن می‌تواند «فرصت‌های کیفی» را برای ما ایجاد کند. در حالت عادی،‌ چند دقیقه قبل از خوابیدن و چند دقیقه قبل از بلند شدن از بستر، تنها لحظات کیفی زندگی روزمره ماست. بنابراین اشتباه نکنید. اگر یک ساعت زودتر از خواب بیدار شویم و از این یک ساعت قبل از صبحانه درست استفاده کنیم، ساعات کاری روزانه خود را ۱۰٪ افزایش نداده‌ایم. زمان کیفی روزانه خود را شاید ۵۰۰ تا ۱۰۰۰درصد افزایش داده‌ایم! لورا وندرکام در کتاب خود توضیح می‌دهد ۹۰ درصد مدیرانی که مورد مطالعه قرار داده است قبل از ساعت ۶ صبح از خواب بیدار می‌شوند. باب ایگر مدیرعامل دیزنی مطالعه روزانه خود را ساعت ۴:۳۰ صبح شروع می‌کند.

مورد دوم – نخستین برنامه بعد از بیداری، تمرین‌های فیزیکی است. این تمرین‌ها ممکن است نرمش، پیاده‌روی یا هر چیز دیگری باشند که جدای از کمک به سلامتی، سطح هوشیاری را بالا می‌برند. با توجه به مشغله جدی انسانهای بزرگ و موفق، می‌توان حدس زد که نرمش صبحگاهی به معنای پر کردن اوقات فراغت نیست. بلکه ابزاری برای افزایش کارآیی روزانه است.

مورد سوم – برنامه‌ریزی و فکر کردن به مهم‌ترین کارهای روز و هفته و زندگی، کاری است که فقط صبح هنگام، و قبل از شروع برنامه روتین روزمره امکان پذیر است.زمانی که هنوز همکار و همسر و والدین و فرزند و مدیر و کارمند، فرصت تمرکز و برنامه ریزی را از ما نگرفته‌اند. نویسندگانی که عادت نکرده‌اند شب هنگام بنویسند (چون عادت بسیاری از نویسندگان نوشتن های شبانه است) عموماً صبح زود را برای نوشتن انتخاب می کنند.
مورد چهارم – اختصاص زمان کیفی به اعضای خانواده و شریک عاطفی در برنامه صبحگاهی بسیاری از افراد موفق جا دارد. ما معمولاً شب‌هنگام و زمان پس از پایان کار و زندگی روزانه را، برای اعضای خانواده و شریک عاطفی خود صرف می‌کنیم. دو مشکل در این الگوی رفتاری وجود دارد. اول اینکه در آن زمان خسته‌ایم و گاهی تمرکز و حوصله ما کم است. دوم اینکه این «حال خوب»، تنها برای ما باعث «خواب خوب» می‌شود. شاید صبح زمان کمتری در اختیار داشته باشیم، اما ذهن شاد و پرانرژی داریم و هنوز فرسوده نشده‌ایم. صرف صبحانه با خانواده، ارسال پیامک برای یک دوست و هر کار دیگری از این جنس، می‌تواند جدای از احساس خوبی که در آن لحظه ایجاد می‌کند، انرژی خوبی برای زندگی و کار روزانه نیز همراه ما روانه کند.

مورد پنجم – از فرصت چای و قهوه صبحگاهی، برای ایجاد و توسعه شبکه کاری و دوستی استفاده می‌کنند. مدتهاست که شام‌های کاری، در رقابت با اثربخشی شدید صبحانه‌های دوستانه رنگ باخته‌اند. خستگی، فرسودگی، ترشحات هورمونی شبانه، همه و همه، فضا را برای شکل‌گیری یک شبکه ارتباطی دوستانه یا شکل‌گیری یک رابطه کاری مولد تنگ می‌کنند. به همین دلیل، بررسی‌ها نشان می‌دهد که انسانهای موفق ترجیح می‌دهند زمان صبحانه یا چای و قهوه صبحگاهی خود را به این کار اختصاص دهند. ذهن ما صبح‌ هنگام، هنوز آزاد و رها است. اما شبهنگام، خسته و فرسوده و آلوده به تنش‌های روزانه، بر سر میز چای و قهوه و شام می‌نشیند.

مورد ششم – مرور رویدادها و اشیا و فرصت‌های خوب و تداعی‌های لذت‌بخش. برای برخی از ما، ممکن است گلدانی که گوشه اتاق قرار گرفته یادآور لحظات و خاطراتی شیرین باشد. برای دیگری، کارت پستال تبریک تولد یک دوست خوب. برای دیگری، مرور مکالمه پیامکی دوستانه یا عاشقانه‌ای که شب قبل با دوست خود داشته‌ایم. برای یکی خاطرات مسافرت عید سال قبل. انسانهای موفق، همیشه عمداً یا ناخودآگاه بخشی از وقت صبحگاهی خود را به مرور این تداعی‌های شیرین می‌گذرانند. این حس خوب،‌ می‌تواند به سادگی، روزی کاملاً متفاوت را برای ما بسازد. اگر یادگارهایی از این نوع خاطرات دارید، آنها را در اطراف بستر یا میز کار یا میز صبحانه خود نگه دارید.
مورد هفتم – بررسی ایمیل‌ها و پیامک‌ها خدایان مدیریت زمان (آنها که همه جا از این مهارت سخن می‌گویند) یکی از ترفندهای طلایی خود را مدیریت ایمیلها و خواندن آنها و منتقل کردن این زمان به زمانهای خستگی و فرسودگی و بی حوصلگی می‌دانند. چون معتقد هستند که پاسخگویی به ایمیلها و خواندن ایمیلها، کاری بسیار زمان بر و کم اثر است. اما اکثر انسانهای موفق، در زمان صبحگاهی خود، وقتی را به مطالعه و پاسخگویی ایمیل‌ها اختصاص میدهند. ممکن است بگویید آنها ایمیلهای مهم دارند و من همه ایمیل‌هایم، ایمیل های فوروارد شده تفریحی است! اتفاقاً همین عادت صبحگاهی می‌تواند نجات بخش شما باشد.

ما شبهنگام یا لا به لای کار روزمره، گاهی ساعتها درگیر ایمیلها و پیامها ومی‌شویم. فکر می‌کنیم در حال استراحت هستیم. اما همین ایمیل‌ها هم از ما انرژی زیادی می‌گیرند. ممکن است اگر برنامه بررسی ایمیل‌ها را به صبح منتقل کنیم، متوجه شویم که بسیاری از ایمیل‌هایی که در میل باکس ما وجود دارند و هر روز وقت و انرژی ما را برای اخبار زرد بی‌خاصیت می‌گیرند، اساساً بهتر است در فهرست اسپم‌ها باشند!
مورد هشتم – مطالعه اخبار روزانه در قالب روزنامه‌های کاغذی یا وب سایت‌های خبری شاید بیشتر از ۱۵ دقیقه وقت نخواهد. اما با این کار، روز من با آگاهی کامل از شرایط ایران و جهان آغاز می‌شود. معمولاً انسانهای موفق، رسانه‌هایی از دو انتهای طیف‌های سیاسی و اقتصادی را بررسی می‌کنند تا همیشه برآوردی نزدیک‌تر به واقعیت جاری داشته باشند.

منبع: مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 14:26 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

نحوه استفاده صحیح از پاورپویت در جلسات کاری

پاورپوینت ، ابزاری برای ارائه بهتر مطالب است اما زیاده روی در بهره گیری از آن می تواند به نقض غرض منجر شود. بنابراین، اگر در یک جلسه یا سخنرانی می خواهید از پاورپوینت استفاده کنید، قبل از هر کاری ابتدا به این بیندیشید که آیا پاورپوینت واقعاً لازم است؟ ترجیح اول تان این باشد که با قدرت کلام ، مفاهیم را بگویید ، مخصوصاً در جلسات کوچک با افراد اندک.

اگر دیدید که می توانید مفاهیم را بدون استفاده از تصویر و پاورپوینت انتقال دهید، سراغ پاورپوینت نروید. اما اگر خواستید از پاورپوینت استفاده کنید چند نکته زیر را مد نظر داشته باشید:
-
قبل از هر کاری مطمئن شوید که در محل جلسه یا سخنرانی شما ، امکان نمایش پاورپوینت وجود دارد. ممکن است غافلگیر شوید و همه اطلاعا ت تان در داخل فلش یا رایانه ای باشد که قابلیت ارائه ندارد! حتماً حال تان گرفته می شود.
-
حتی اگر به شما اطمینان دادند که در محل جلسه یا سخنرانی، امکان ارائه پاورپوینت وجود دارد، باز هم خودتان را برای سخن گفتن بدون پاورپوینت آماده کنید. به این فکر کنید که اگر به یک دلیل فنی، امکان نمایش پاورپوینت فراهم نشد، درمانده نشوید.
-
تصاویر انتخابی باید ساده، گویا و درشت باشد.

- فونت و رنگی که برای نوشتن انتخاب می کنید، باید به گونه ای انتخاب شوند که با توجه به "پس زمینه" به راحتی خوانده شوند. مثلاً نوشته آبی در پس زمینه بنفش، خوب خوانده نمی شود.
-
در استفاده از افکت های پاورپوینت، اولاً زیاده روی نکنید و ثانیاً افکت ها را مناسب با محتوا و حاضران جلسه انتخاب کنید.
 
پاورپوینت را طوری تنظیم کنید که با هر کلیک، مطالب و تصاویر به سرعت باز شوند. نباید شما و حاضران، لحظاتی را برای تکمیل صفحه معطل شوید.
-
بر اساس زمانی که دارید، تعداد پاورپوینت ها را تنظیم کنید. اصلاً خوب نیست اواخر جلسه، به دلیل کمبود وقت، پاورپوینت ها را تند تند رد کنید و بگویید این ها زیاد مهم نبودند یا حیف که وقت کم است!
-
پاورپوینت را به "هوو" یی برای خودتان تبدیل نکنید. پاورپوینت باید کمک حال شما باشد نه جایگزین شما.
بعضی افراد همه چیز را در پاورپوینت توضیح می دهند و سپس در جلسه ، از روی آن ، مطالب نوشته شده را می خوانند، غافل از این که مخاطب شان زودتر از وی، متن را خوانده است. بدین ترتیب، کل جلسه به تکرارهای ملال آور تبدیل می شود. اگر این اشتباه را بکنید امکان دارد متهم شوید که چیزی نمی دانید و فقط دارید روخوانی می کنید. در این صورت ، پاورپوینت جایگزین شما شده است چون شما چیزی بیشتر از پاورپوینت نمی گویید.
قاعده این است که در پاورپوینت، فقط تصویر و کلمات کلیدی و تیترها را بیاورید و سپس خودتان توضیح دهید.
-
اگر قرار است پاورپوینت را از روی رایانه خودتان اکران کنید، دقت کنید که تصاویر ، مطالب و فایل هایی که نمی خواهید دیگران ببینند را از دسکتاپ و مسیری که برای گشودن پاورپوینت طی می کنید حذف یا جابجا کنید چون دیگران صفحات شما را خواهند دید.

منبع: مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 14:19 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

درسهایی برای زندگی که به آن فکر نکرده اید

کارهای خوب را بدون چشم‌داشت انجام دهید:‌ما باید در دنیا کارهای خوب انجام دهیم، اما نه به این دلیل که نتیجه خوبی عایدمان شود. چنین دیدگاهی خیلی بچگانه‌ است. فقط بچه‌ها و آنهایی که تازه شروع به کار کرده‌اند اینطور فکر می‌کنند.

مردمان:کارهای خوب را بدون چشم‌داشت انجام دهید:‌ما باید در دنیا کارهای خوب انجام دهیم، اما نه به این دلیل که نتیجه خوبی عایدمان شود. چنین دیدگاهی خیلی بچگانه‌ است. فقط بچه‌ها و آنهایی که تازه شروع به کار کرده‌اند اینطور فکر می‌کنند. آنها هستند که در ازای کارشان به پاداش یا تنبیه نیاز دارند. وقتی ابعاد زندگیمان را گسترده‌تر می‌کنیم، آگاهی‌مان بالاتر می‌رود، همه اینها فراموش می‌شود. آنوقت دیگر هر کاری که فکر می‌کنیم به نفع دیگران است یا مطابق با آگاهی‌مان است انجام می‌دهیم. و در مقابل هیچ چشم داشتی نداریم.


اگر به تاریخ جهان نگاه کنیم، همه آنهایی که کار نیک انجام می‌داده‌اند با همان سطح نیکی پاسخ نمی‌گرفتند. بعنوان مثال، مسیح را در نظر بگیرید. او در همه طول زندگی خود تلاش کرده بود نمونه کاملی از نیکی باشد اما هیچ پاداش قابل‌توجهی در نتیجه آن عایدش نشد. حداقل تا زمانیکه زنده بود. و بودا که برای دنیا و مردمانش چه خوبی‌ها که انجام نداده بود اما تحت آزار و اذیت بسیار قرار گرفت. یا حتی گاندی؛ او برای نیکی کردن به کشور و مردمش و ایجاد صلح و دوستی بین معتقدین مذهبی در هند تا پای جان پیش رفت اما در عوض چه عایدش شد؟ یک گلوله! آدم‌های بسیار زیاد دیگری مثل کندی و ابراهان لینکلن برای امریکا. همه این آدم‌های خوب. با تمام وجود برای ایجاد عدالت در جهان و صلح در میان مردمان جهان تلاش کردند اما باوجود همه آن خوبی‌ها عاقبتی بسیار ناراحت‌کننده عایدشان شد.

پس همه کارهای خوبی که انجام می‌دهیم ممکن است - حداقل در این دنیا - عاقبت خوبی برایمان نداشته باشد. بنابراین توقع نداشته باشید که اگر سالم غذا خوردید، همه زندگیتان آرام و بی‌دغدغه پیش رود، هیچ مشکلی برای سلامتی‌تان اتفاق نیفتد، همه دوستتان داشته باشند، هیچ دشمن یا بیماری نداشته باشید، تصادف نکنید، و امثال این. متوجه منظورمان شدید؟ کارهای خوب را به این دلیل که تنها راه انسان بودن است انجام دهید؛ تنها راه یک انسان خوب بودن.

بر تحسین‌ها یا تنبیه‌ها چیره شوید

و از این گذشته، اگر بخواهیم از زندگی انسانی پا را فراتر گذاشته و به وجودی مقدس تبدیل شویم، برای کل جهان مفید باشیم، این یعنی انسانی نیک بودن. این تنها دلیل و هدف زندگی است. تاوقتیکه سعی کنید نیکی و مهربانی کنید، همیشه نیرویی با شما مقابله خواهد کرد، نیروی که سعی خواهد کرد شما را از مسیرتان منحرف کرده و به مسیری دیگر بیندازد.

به همین دلیل برای اینکه بدون شکایت و پشیمانی از نگرفتن پاسخ خوب، به راهتان ادامه دهید، به قاطعیت بسیار زیادی برای کنترل خودتان، چک کردن مسیرتان، که ببینید در راه درست هستید یا نه، نیاز دارید. ممکن است به ازای هر تحسین و قدردانی، هزاران تهمت و افترا نصیبتان شود. اینکه خبری از آنها ندارید به این معنی نیست که وجود ندارند. اینکه اهمیتی به تحسین یا مخالفت دیگران نمی‌دهید به این معنی نیست که وجود ندارند. فقط چون آنها را جدی نمی‌گیرید، تحت‌تاثیر آنها قرار نمی‌گیرید.
چنین روش زندگی به فداکاری و رنج درونی بسیار نیاز دارد. بیشتر آدمها نمی‌دانند. ولی بااینحال باوجود قدرنشناسی‌های انسان، آدم‌های بسیار زیادی به این طریق به زندگی‌شان ادامه می‌دهند. آدم‌های زیادی برای انجام کار دست و نیک سعی می‌کنند خودشان را رشد دهند. این چالش زندگی انسان‌هاست که همیشه در راه خدا قدم بردارند و از دستورات او پیروی کنند. به این طریق است که می‌توانند به موجودی خاص و مقدس تبدیل شوند.

تنها راه این است که انسانی آزاده باشید

بااینکه آزاده بودن و رسیدن به این مقام بسیار سخت است اما این تنها راه شماست. مگر اینکه بخواهید همیشه وجودی پست و دنیایی باقی بمانید. تنها راهی که دارید این است که جلو روید، هرچقدر هم که مانع بر سر راهتان باشد. تا جایی که می‌شود باید جلو روید. باید پرواز کنید. هرچه بلندتر بهتر. آنقدر باید تلاش کنید تا هیچ چیز دیگری جز خوبی درونتان باقی نماند. تااینکه هیچ چیز دیگری جز امپراطوری خداوند را درونتان احساس نکنید.

می‌پرسید امپراطوری خداوند چیست؟ امپراطوری خداوند مثل بقیه امپراطورها با تاج زرین پر از سنگ‌های قیمتی نیست. تخت سلطنت هم ندارد. امپراطوری خداوند پاکی است، محبت و مهربانی است، آرامش خاطر است. اگر این امپراطوری را درونمان داشته باشیم، هر کجا که برویم احساس می‌کنیم در بهشتیم. آنوقت دیگر لازم نیست برای رسیدن به بهشت اخروی نگران باشیم. چون چه زنده باشیم و چه بمیریم در بهشتیم. دیگر هیچکس نمی‌تواند بهشت را از ما بگیرد. اما اگر این را به دست نیاوریم، حتی اگر به بهشت هم برویم، محیط بیرونی بهشت به درون روح سیاهمان نفوذ نخواهد کرد چون هنوز هم با خودمان نفرت، کینه و حسادت حمل می‌کنیم.

اگر در درونتان آرامش داشته باشید، همه جا برایتان بهشت خواهد شد

پس اگر خودتان تغییر کنید، موقعیت تغییر خواهد کرد. اگر بهشت در درونتان باشد، آرامش درونی داشته باشید، همه جا برایتان به بهشت تبدیل خواهد شد و همه جا آرامش خواهد بود. این هدف خوب بودن است. این تنها انتخابی است که دارید، مگراینکه بخواهید تا آخر در جهنم بمانید.

ماندن در جهنم کار سختی نیست و نیاز به هیچ سعی و تلاشی ندارد. جهنم شلوغ‌ترین جا است. پس رفتن به بهشت باید بهتر باشد. بهشت بسیار خلوت‌تر و آرام‌تر است و فضای بیشتری در آن هست. پس چرا به جای جهنم به بهشت نرویم؟ پس اگر به دنبال آرامش هستید، کمی باید به خاطر آن به خودتان سختی بدهید. اما اگر بگذارید برای بعد یا حتی زندگی‌های بعدی، این تلاش و سختی بیشتر خواهد شد. چون عادت‌ها و خصایص بدتان بیشتر و بیشتر می‌شود. آنوقت دیگر اصلاح کردن آن بسیار سخت خواهد شد. پس هر چقدر هم که سخت باشد، از همین امروز همین جا شروع کنید.

عادت‌های قدیمی را از ریشه بکنید

ممکن است خودتان فکر کنید که همین الان هم پاک و منزه هستید. اما دقت کنید. تصور نکنید چون گیاهخوارید، چون اصول اخلاقی را رعایت می‌کنید پاک هستید. هنوز نه. پاک و منزه بودن کار آسانی نیست. از این به بعد مراقب خودتان و رفتارهایتان باشید. فقط یک روز به همه رفتارها و لحظاتتان دقت کنید. ببینید در موقعیت‌های مختلف چطور واکنش می‌دهید. وقتی خوب به رفتارهایتان دقت کنید متوجه منظورمان خواهید شد.

خیلی وقت‌ها وقتی خودمان هم متوجه آن نیستیم، رفتارهای خیلی جزئی،  عادت‌هایی که ریشه‌ای عمیق درون ما دارند و اصلاً خودمان از آنها بی خبریم، کار را خراب می‌کنند. و گاهی نسبت به خیلی چیزهای دیگر مثل عشق، محبت و حساسیت به رنج دیگران، بی توجه و بی‌تفاوت می‌شویم. گاهی با دیدن فیلم‌هایی که مثلاً درمورد جنگ، مسائل معنوی یا رنج و درد انسان‌هاست، به جای گریه، خنده‌مان می‌گیرد. به جای اینکه به مفهوم پشت آن فیلم که دردهایی کاملاً حقیقی از این دنیا و آدم‌های آن را نشان می‌دهد، توجه کنیم، بخاطر موضوعی دیگر در آن فیلم می‌خندیم.

می‌بینید، گاهی رفتارها و واکنش‌هایی بسیار کوچک، عادت‌هایی ریشه‌دار در ما هستند که باید آنها را از ریشه بکَنیم.

با خودتان صادق باشید

همه عادت‌های ناخوشایند قدیمی‌تان را شناسایی کنید. اگر مشکلی با آنها ندارید، اشکالی ندارد. مشکل خود شماست. منظور ما این است که اگر واقعاً با خودتان صادق باشید و بخواهید حساسیتتان به شادی و رنج دیگران و همچنین پاکی و سلامت خودتان را رشد دهید، پس همیشه باید مراقب و هوشیار باشید. . همیشه باید گوش بزنگ باشید، درغیراینصورت خیلی راحت یک روز، دو روز، سه روز، یا کل زندگیتان را در ناآگاهی، با عادت‌های بد و دور از خودآگاهی خواهید گذراند و قادر نخواهید بود که معنای عمیق‌تر زندگی را دریابید. بعد آن زمان است که دیگران را متهم می‌کنید، خدا را متهم می‌کنید، روش و دین و پیامبر را متهم می‌کنید. این کمکی به شما نخواهد کرد.

می‌توانید هر کسی که خواستید را متهم کنید اما کمکی برای بهتر شدن اوضاع شما نخواهد کرد. بهترین کار این است که با خودتان صادق باشید و همیشه مراقب عادت‌های عمقی و ریشه‌دار خودتان که تاثیرات ناخوشایندی بر شما دارند باشید.

فقط چند نمونه برایتان بیان کردیم. نمونه‌های بسیار زیادی وجود دارد. نیازی به عنوان کردن همه این نمونه‌ها نیست. خودتان اینقدر باهوش هستید که بتوانید از این مثال‌ها الگو گرفته و عادت‌های عمیق خودتان را شناسایی کنید.

از امشب دیگر می توانید مثل همیشه نماز بخوانید، مدیتیشن کنید. بخوابید. صبح بیدار شوید و سر کار بروید. سعی کنید موقع کار همیشه روی کارتان متمرکز باشید. غیبت نکنید و حرف های بیهوده نزنید. البته ممکن است هیچکس بخاطر این کارها ایرادی به شما نگیرد اما این خودتان هستید که باید بتوانید از زمان بیکاری، محیط و انسان‌ها در جهت رشد معنوی خودتان بهره بگیرید.

موقع راه رفتن، خوابیدن، حرف زدن، نشستن، دراز کشیدن و هر کار دیگری سعی کنید همیشه بر مرکز عقل و خردتان تمرکز داشته باشید. فقط به این ترتیب است که می‌توانید پیشرفت کنید. و هرچه بیشتر پیشرفت کنید، انگیزه بیشتری پیدا کرده و بیشتر تمرین خواهید کرد.

منبع: مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: مدیریت ، موفقیت

تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 14:12 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

اندروی کارنگی

در سال  ۱۸۳۵  در اسکاتلند دیده به جهان گشود اما طولی نگذشت که در در اوایل دوران نوجوانی و در سال 1848، پدرش خانواده را به امریکا برد تا زندگی تازه‌ای را از سر گیرند. در ابتدا کار خود را به عنوان تلگرافچی و نیز کارمند شرکت راه آهن پنسیلوانیا آغاز کرد و به پیشرفت شغلی قابل ملاحظه ای دست یافت بگونه‌ای که با شروع جنگها مدنی در آمریکا، مسئولیت راه آهن و تلگراف امریکا را عهده‌دار شد.

اندروی جوان در حالی وارد امریکا شد که تنها چند پول سیاه در جیب داشت. اما نیم قرن بعد، او به ثروتمندترین مرد روی کره خاکی تبدیل شد. او بنیان‌گذار شرکت فولاد کارنگی بود که بعداً به شرکت فولاد ایالات متحده یا یو. اس. استیل تبدیل شد. ناپلئون هیل، نویسنده نامدار، که در آن سالها در کسوت خبرنگاری مشغول به‌کار بود با شنیدن آوازه موفقیت اندرو کارنگی و در اوج قدرت او، نزد این مرد ثروتمند و موفق رفت. در واقع دستمایه بسیاری از پرفروش‌ترین آثار ناپلئون هیل، از جمله کتاب تحسین‌شده بیندیش و ثروتمند شو؛ مبتنی بر آموزه‌های هیل از کارنگی است. کارنگی به‌علاوه انسانی وارسته و نیکوکار بود. آنگونه که در دانشنامه ویکی‌پدیا می‌خوانیم، کارنگی بیشتر ثروت خود را صرف تأسیس موسسات سودمند همگانی مانند کتاب‌خانه‌ها و مدارس و دانشگاه‌ها (همانند دانشگاه کارنگی ملون) کرد. وی در مدت عمر خود ۳۰۰۰ کتابخانه عمومی (همانند کتابخانه مرکزی سیاتل) تاسیس نمود، و قریب ۳۵۰ میلیون دلار صرف ساخت اماکنی همچون تالار کارنگی و حمایت از برنامه‌های فرهنگی نمود.  به گفته او: "مردی که ثروتمند بمیرد، بی آبرو مرده‌است. اندوخته‌های مالی تان را هرگز به بازماندگانتان نسپارید، چون بر روی پای خویش نخواهند توانست ایستاد. به هیئت و بنیاد نیز وامگذارید، چون عاقبت بر خلاف خواسته‌هایتان عمل خواهند کرد. ثروتتان را خود وقف کنید، نه بعنوان بخشش و صدقه، بلکه بعنوان هدیه به موسسات عمومی که در خدمت بشریت می‌کوشند."

چنانچه جامعه را به دو بخش ثروت‌آفرین و ثروت‌جو تقسیم کنیم، کارنگی به طور حتم جایگاهی روشن در آن خواهد داشت.  ثروت‌آفرینان برخلاف ثروت‌جویان انسانهایی باجسارت و با پشتکار، خطرپذیر، آینده‌نگر، خلاق و دارای شم کسب و کار هستند. ایشان دارای مجموعه‌ای از مهارتها هستند که به آنها کمک می‌کند تا یک ثروت مثبت، مستمر، و مطمئن ایجاد کنند.  اندرو کارنگی، ثروت آفرینی توانمند بود که درسهای بسیاری را به ما آموخت.  در ادامه تعدادی از آموزه‌های خود از کارنگی را مرور می‌کنم:1.با افرادی تماس بگیر و کار کن که آنچه را تو نداری دارند.

«
باور دارم که بهترین عامل جلوگیری از مجادله‌ها و نامهربانی ها، شناخت انسانها و علاقه خاضعانه به آنها و نیز خرسند کردن ایشان به وسیله نشان دادن میزان ارادت و توجه خود به آنها و خوشحال شدن از موفقیت‌هایشان است» - اندرو کارنگی

غربی‌ها ضرب‌المثلی دارند با این مضمون که مهم نیست چه  می‌دانی، بلکه مهم این است که چه کسانی را می شناسی. کسب اعتبار به واسطه‌ی ارتباطات، مهم‌ترین مزیتی است که به لطف روابط خود بدست خواهیم آورد. کارنگی نیز از طریق روابط تجاری دوستانه خود توانست اولین سرمایه‌گذاری‌هایش را انجام داده و دست آخر شرکت خود را تاسیس کند. ارتباطات گسترده با افراد مختلف و شناخت توانمندیهای ایشان بویژه در مواقع بروز فرصت‌های تجاری، بسیار موثر خواهد بود. همانگونه که اندرو کارنگی می‌گوید، موفقیت نصیب انسانهای تنها نمی‌شود.

 


کارنگی ‌علاوه بر شراکتها و روابط حسنه تجاری، مناسبات کاری قابل توجهی با کارکنان زیرمجموعه خود داشت. به همین سبب مجموعه تحت مدیریت او هرگز گزندی از اعتصابهای پرتعداد کارگری در آن سالها ندید، چرا که کارنگی گوش شنوایی برای شنیدن گلایه‌های کارمندانش داشت. تجارت یعنی کارکردن با انسانها، انسانهایی که گاه در لباس مشتری، و یا گاه در قامت یک شریک تجاری و یا کارمند ظاهر می‌شوند.

به هر ترتیب، تنها راه توفیق در تجارت، یادگیری چگونگی برقراری ارتباط با انسانها است. تحقیقات نشان می‌دهد که مدیران  موفق بین 50درصد تا 80درصد وقت خود را صرف برقراری ارتباط به روش‌های مختلف می‌کنند، لذا برقراری ارتباطات سازنده عاملی ضروری در تولید ثروت مثبت و مستمر است. به‌علاوه، درک نیازهای مشتریان بدون وجود ارتباطات  موثر، امری ناممکن است. ضعف در برقراری ارتباط  به موقعیت تجاری شخص آسیب رسانده و محدودکننده تاثیرات مهم است.  برای برقراری روابط سازنده تجاری باید به سه عامل زیر توجه داشت:

2.
نگذار چیزی ذهنت را از مهمترین وظیفه و ماموریتی که در مقابل داری، منحرف کند.

«
باور دارم که سرراست‌ترین جاده به موفقیت پایدار در هر زمینه‌ای، تمرکز و کسب مهارت در آن زمینه است. به ندرت کسی را دیده ام – دست کم در بخش تولید کسی را ندیده‌ام- که اهل این شاخه به آن شاخه پریدن باشد و به توفیق مالی هم دست یافته باشد. مردان موفق یک راه درست را انتخاب می‌کنند و بلافاصله در مسیر آن گام برمی‌دارند.» - اندرو کارنگی

امروزه، نه تنها علامه دهر بودن ممکن نیست، بلکه افتخارآفرین هم نیست. پراکنده کاری، عامل جلوگیرنده رشد و پویایی است. کارنگی نیز همواره به جوان‌ترها توصیه می‌کرد که تمام زمان و توجه خود را جلب کاری  سودمند کنند که عاشقانه آن را دوست دارند و بلکه تمام سرمایه خود را نیز وقف آن کنند. همانگونه که گراهام بل نیز می‌گوید: " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید؛ پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند ". لذا بسیج نیروها و و تمرکز در یک رشته، یکی از ریشه های مهم توسعه، ترقی و پیروزی شخصی و اجتماعی است.

3.
تلاش بیشتر از آنچه مجبور به آن هستی، تنها چیزی است که ترفیع و ترقی را باعث می شود و افراد را به تو متعهد می کند.

«
من ماشین بخار را اختراع نکردم، اما با کوشش خود سعی کردم تا ساختاری پیچیده‌تر را درک کنم:

یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های موفقیت کارنگی، سخت‌کوشی او بود. معنای زندگی در باور کارنگی، سخت کوشی برای رویایی بود که هیچکس جز او  قادر به نبودسخت‌کوشی سه عنصر اصلی دارد: 1- تهعد ئ باور به معنا داری و ارزش فعالیت های زندگی 2- مبارزه جویی و تلقی موقعیت های دشوار به عنوان فرصت 3- توانایی در تأثیر گذاری بر شرایط

انسانهای سخت کوش در برابر هر آنچه انجام می دهند احساس مسئولیت میکنند و سر انجام موفق ترند. به‌علاوه آنها خود را متعهدمی‌دانند تا از یک موقعیت‌های پرتنش، شرایطی به وجود آورند که منجر به رشد و بالندگی آنها شود.

منبع: مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 14:4 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |

از شکست نترسيد!

 

 هر شخصي در زندگي مرتکب اشتباه مي‌شود و حتي رهبران و مديران بزرگ جهان هم خالي از اشتباه نيستند اما گاهي اوقات به عنوان يک کارفرما وقتي دچار شکست و اشتباه مي‌شويد منتظر جوابي قانع‌کننده به اعضاي گروهتان هستيد. در اين مواقع براي تقويت و بازيابي حس موفقيت در قدم اول بايد ديدگاهتان را تغيير دهيد.


پروژه شکست خورده نه شما

احساس شکست و اشتباه را خيلي شخصي و دروني نکنيد. شما ايده‌اي مطرح و همه گروه را براي پيشبرد آن بسيج کرده‌ايد اما به هر دليلي به نتيجه نرسيده‌ايد. اجازه ندهيد شکست روي شما تاثير منفي بگذارد بلکه سعي کنيد به ايده‌هاي بعدي‌تان فکر کنيد. درست است که ايده قبلي‌تان شکست خورده اما اين دليلي نمي‌شود که راه را براي خلاقيت بيشتر ببنديد و به ايده‌هاي نو فکر نکنيد.

در مورد شکست‌تان احساسي قضاوت نکنيد

در روزهاي آغازين شکست ممکن است احساسي به اين موضوع نگاه کنيد و حس ناراحتي مانع شود که دلايل شكستتان را با ديدي نقادانه و منطقي بررسي کنيد، اما به مرور زمان وقتي تعادل خود را به دست آورديد، مي‌توانيد به تجزيه و تحليل گذشته بپردازيد و با يادداشت نقص‌ها و اشتباهاتتان قدم‌هاي بهتري برداريد و با اين کار درصد موفقيتتان را بالا ببريد.

سرخورده نشويد

اگر به عنوان يک مدير موسسه يا شرکتي بزرگ مرتکب اشتباهي شده‌ايد نوع عکس‌العمل شما روي کارمندانتان تاثير زيادي خواهد گذاشت. ابتدا اشتباه خود را بپذيريد و در مورد اين موضوع بسيار شفاف با کارمندانتان صحبت کنيد. در اين شرايط بيشتر افراد ترس از دست دادن شغل خود را دارند. با قاطعيت از کارمندانتان بخواهيد خود را کنترل کنند و به آنها دلگرمي دهيد. اگر تعادل رواني خود را از دست بدهيد افراد زيرمجموعه شما نيز انگيزه کافي براي ادامه فعاليت خود نخواهند داشت و نمي‌توانيد قدم‌ها‌ي بعدي‌تان را برداريد. کارمندان شما سرمايه مجموعه‌تان محسوب مي‌شوند. در هيچ شرايطي آنها را دلسرد نکنيد.

از شکست نترسيد
به جاي ترسيدن از شکست مسيرهاي اشتباهي که طي کرده‌ايد را به عنوان يک نقشه راه ببينيد. با حذف مسيرهاي اشتباه مسير موفقيت را راحت‌تر پيدا خواهيد کرد و از خطرات و موانع کار خودتان را دور نگه‌داشته‌ايد. افراد موفق از اندکي اشتباه و شکست در فعاليت‌ها و اهدافشان نمي‌ترسند و وجود شکست‌ها را مانعي براي پيشروي به جلو نمي‌دانند.
تجربيات ديگران را بشنويد

براي اينکه راحت‌تر با شکست‌ها و اشتباهاتتان کنار بياييد تحقيقي در مورد زندگي افراد موفق داشته باشيد يا اگر در اطراف خود انسان‌هاي موفقي را مي‌شناسيد از آنها بپرسيد با شکست چگونه رويارو شده‌اند. تمامي اين افراد به شما خواهند گفت که در زندگي چيزي به نام شکست وجود ندارد و تمام اشتباهات نوعي تجربه ارزشمند محسوب مي‌شود. مادامي که دچار اشتباه نشويد نمي‌توانيد مسير درست موفقيت را بيابيد.

منبع: مجله موفقیت


موضوعات مرتبط: موفقیت

تاريخ : جمعه بیست و یکم آذر 1393 | 13:20 | نویسنده : ابوبکر عزیزی مقدم |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.